غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

322

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بين الجانبين آتش جنگ و شين سمت اشتعال پذيرفت و هزيمت بر جانب راشد افتاده باتفاق داود راه خوزستان پيش گرفت و از خوزستان باصفهان شتافته در آن ديار شخصى از ملاحده آن خليفهء سرگردانرا به زخم كاردى از پاى درآورد و ملازمان راشد آن فدائى را گرفته فى الحال بقتل رسانيدند و كالبد راشد را در ظاهر اصفهان مدفون گردانيدند مدت خلافت راشد يكسال و كسرى و اوقات حياتش چهل و سه سال بود بامر وزارتش شهاب الدين اسفراينى قيام مىنمود ذكر المقتفى لامر اللّه ابو عبد اللّه محمد بن احمد المستظهر در آن ايام كه راشد از مستقر سرير خلافت فرار نموده به طرف موصل و آذربيجان رفت سلطان مسعود از نهروان ببغداد بازگشته باتفاق اكابر و اعيان محمد بن احمد المستظهر را بر مسند خلافت نشاند و او را المقتفى لامر اللّه لقب داد و بعد از دو سه روز كس نزد خليفه فرستاده پيغام كرد كه مفصل كن كه ما يحتاج تو و اتباع تو روزى چه مبلغ مىشود تا موضعى تعيين نمايم كه وكيل تو روزبروز آن وجه را از آن ممر بستاند خليفه جواب داد كه هرروز چهل استر آب بدار الخلافه مىكشند باقى را برين قياس بايد كرد سلطان گفت كه ما شخصى عالى شانرا بر مسند خلافت نشانده‌ايم خداى تعالى شر او را از ما كفايت كند آنگاه سرانجام جميع مهام ملكى و مالى را از پيش خود گرفته مقتفى را در هيچ‌كار دخل نداد و سلطان مسعود در سنهء سبع و اربعين و خمس‌مائه وفات يافت و بعد از آن رواجى در سر كار خلافت پيدا شد و مقتفى ديگر سلاطين سلجوقى را ببغداد راه نداد و او مردى كريم حليم نيكوسيرت بود و در ايام اختيار اموال بسيار صرف اخيار نموده بتمهيد بساط معدلت قيام فرمود و مقتفى در سنهء خمس و خمسين و خمس‌مائه وفات يافت مدت عمرش شصت و شش سال بود و زمان خلافتش بيست و چهار سال و سه ماه و بيست و يكروز وزارتش تعلق بعون الدين هبيره مىداشت گفتار در ذكر بعضى از حوادث كه در ايام خلافت مقتفى دست داد و بيان لشكر كشيدن محمد بن محمود سلجوقى بجانب دار السلام بغداد در روضة الصفا مسطور است كه در ايام دولت مقتفى در بلاد شام چند نوبت زلزلهء عظيم بوقوع پيوست چنانچه از اهل خمه هزار نفر در آن زلازل هايل هلاك شدند و آب شط بغداد بمثابهء روى در ازدياد نهاد كه بسيارى از محلات غريق گرداب فنا گشت و از اكثر عمارات نشان نماند و در سنهء خمس و ثلاثين و خمس‌مائه شيخ عالم عارف ربانى ابو يعقوب خواجه يوسف همدانى بجهان جاودانى شتافت و آن جناب در اوايل حال ببغداد رفته در مجلس شيخ ابو اسحق شيرازى به تحصيل مشغول گشت و در اندك‌زمانى